به گزارش عصر پویا، مجله آمریکایی نشنال اینترست در یادداشتی به قلم فاطمه امان، پژوهشگر مسائل ایران و افغانستان، به بررسی راهکارهای جمهوری اسلامی ایران برای دور زدن حصار دریایی تحمیلشده از سوی آمریکا در تنگه هرمز پرداخته است.
این یادداشت که با استقبال رسانههای غربی مواجه شده، عملاً به ناکامی واشنگتن در بستن کامل مسیرهای تجاری ایران اذعان میکند.
امان در ابتدای یادداشت خود مینویسد که ایران دیگر نمیتواند دسترسی به خلیج فارس را امری تضمینشده بداند و به همین دلیل به طور فزایندهای در حال تقویت تجارت خود از طریق مسیرهای زمینی است که از افغانستان میگذرد.
به گفته این پژوهشگر، تنگه هرمز دیگر فقط یک نقطه فشار ژئوپلیتیکی نیست و محاصره دریایی بنادر ایران و اختلال در حملونقل تجاری از طریق این آبراه، تجارت منطقهای را ناگزیر به انطباق با محیطی مبهم و پراکنده کرده است.
این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به اینکه حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند، تأکید کرده که تشدید اخیر تنشها موجب اختلال شدید در حرکت کشتیرانی تجاری از این مسیر حیاتی شده است.
امان در ادامه یادداشت خود مینویسد که اگرچه برخی فعالیتهای تجاری محدود از سر گرفته شده و آمریکا و ایران به توافقی برای بازگشایی تنگه نزدیک میشوند، اما این بحران یک مشکل استراتژیک گستردهتر را آشکار کرده است: دسترسی دریایی در خلیج فارس دیگر در دورههای تنش به طور کامل قابل اعتماد نیست. این ابهام، توجه بیشتری را به سمت کریدورهای تجاری زمینی معطوف کرده است که ایران را به افغانستان، آسیای مرکزی و بازارهای همسایه متصل میکند.
این پژوهشگر که سابقه مشاوره به مقامات آمریکایی و سازمانهای غیردولتی را نیز دارد، افزوده است که افغانستان اکنون بخشی از فرآیند بازآرایی تجاری شده است. بسته شدن مکرر مرزهای این کشور با پاکستان در سالهای اخیر، بازرگانان افغان را ناگزیر به تنوعبخشیدن به مسیرهای دسترسی از طریق ایران و آسیای مرکزی کرده است، به ویژه از طریق بندر چابهار در شرق ایران و گذرگاههای غربی افغانستان.
امان در عین حال تأکید کرده که این رابطه هنوز محدود و شدیداً به شرایط متغیر وابسته است. به گفته او، این همکاری به ایران امکان دسترسی به مسیرهای زمینی را میدهد، اما برای تهران اعتبار سیاسی یا کنترل استراتژیک کامل فراهم نمیکند.
وی با اشاره به سیاستهای طالبان نوشته است که این گروه به طور کلی سعی کرده از اتکا به یک طرف منطقهای واحد اجتناب کند و روابط خود را با ایران، پاکستان، کشورهای خلیج فارس، چین و آسیای مرکزی متوازن نگه دارد.
این تحلیلگر غربی در ادامه تصریح کرده که با افزایش ابهام درباره دسترسی دریایی، احتمال تمرکز بیشتر ایران بر شبکههای تجارت زمینی متصل به افغانستان و آسیای مرکزی وجود دارد.
به گفته امان، پاکستان نیز در سالهای اخیر برخی محدودیتهای عبور را کاهش داده تا جریان تجارت به سمت ایران و آسیای مرکزی تسهیل شود؛ بازتابی از تلاش منطقهای گستردهتر برای تنوعبخشیدن به مسیرها در شرایط ابهامآلود. او تأکید کرده که مسیرهای زمینی با وجود کندی و پیچیدگیهای سیاسی و آسیبپذیری بیشتر در برابر اختلال، در زمانی که راههای دریایی ناپایدار میشوند، اهمیت فزایندهای پیدا میکنند.
امان در بخش دیگری از یادداشت خود به تشدید تحریمهای آمریکا اشاره کرده و نوشته است که واشنگتن شبکههای پشتیبان تجارت ایران را هدف گرفته است. تحریمها به طور فزایندهای بر واسطهها، شرکتهای حملونقل، کانالهای مالی و طرفهای خارجی مرتبط با جریان نفت ایران متمرکز شده است. اقدامات اخیر شامل اعمال تحریم علیه نهادهای خارجی مرتبط با صادرات نفت ایران بوده است.
این پژوهشگر با اذعان به ناکارآمدی تحریمها نوشته است که تحریمهای صادرات ایران باعث شده تا کشور به سمت شبکههای غیرمستقیم، شرکتهای صوری و واسطهها روی آورد. به گفته امان، تحریمها تجارت را متوقف نمیکند، بلکه آن را با افزایش هزینهها و پیچیدگی و وابستگی به کانالهای کمرونقتر بازتعریف میکند.
امان در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که محاصره بنادر ایران و اختلال طولانیمدت در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان ثبات دسترسی دریایی را در دورههای تنش تضمین شده فرض کرد. با این حال، او تأکید کرده که مسیرهای زمینی قادر به جایگزینی کامل زیرساختهای دریایی خلیج فارس نیستند و به سادگی نمیتوانند با ظرفیت حملونقل دریایی رقابت کنند.
به گفته این تحلیلگر، افغانستان ممکن است به یک کریدور تجاری پایدار تبدیل نشود، اما با افزایش ابهام در منطقه و تلاش کشورها برای یافتن جایگزینهای پشتیبان، این کشور میتواند از نظر استراتژیک اهمیت بیشتری پیدا کند.

ارسال دیدگاه