به گزارش عصر پویا، تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی انرژی جهان، دیگر تنها یک ابزار نظامی در دست ایران نیست؛ بلکه میتواند به اهرمی راهبردی برای پایان دادن به سلطه دلار به عنوان بزرگترین سلاح مالی آمریکا شود.با طراحی یک سیستم هوشمند «مجوز مشروط عبور»، ایران میتواند کشورهای حاشیه خلیج فارس را در یک دو راهی تاریخی قرار دهد: دلار یا تنگه؟ یک مزیت جغرافیایی میتواند به یک انقلاب در ساختار مالی بینالمللی منجر شود.
ضرورت شکستن طلسم پترودلار
دلار آمریکا پس از فروپاشی نظام برتون وودز، در اثر توافقی استراتژیک با عربستان سعودی در سال ۱۹۷۴ جان دوبارهای گرفت. این زمان تولد«پترودلار» بود؛ نظامی که در آن، فروش نفت منحصراً با دلار آمریکا صورت میگرفت و سایر کشورهای صادرکننده نفت نیز به پیروی از ریاض، این قاعده را پذیرفتند.
این چرخه، تقاضای مصنوعی و جهانی برای دلار ایجاد کرد و به واشنگتن این امکان را داد تا جنگهای خود را به راحتی با چاپ پول تأمین مالی کرده و از سلطه دلار به عنوان سلاحی مرگبار علیه کشورهای دیگر استفاده کند.اما این سلطه مطلق، ترکهای عمیقی برداشته است. طی سالهای اخیر، سهم دلار در مبادلات و ذخایر جهانی به طور پیوسته کاهش یافته و جهان به سمت چندقطبی شدن در نظام پولی پیش میرود.
چهار پیشنهاد مکمل
در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس به عنوان بازیگران بزرگ صادرات نفت، نقشی حیاتی در حفظ یا نابودی این نظام ایفا میکنند. اکنون پرسش راهبردی این است: ایران با تکیه بر حاکمیت و تسلط خود بر تنگه هرمز، چگونه میتواند این کشورها را به فروش نفت با ارزی غیر از دلار تشویق کند؟ چهار پیشنهاد زیر بهعنوان اقدامات مکمل و بهم پیوسته میتواند گره گشای این امر باشد:اقدام اول: سیستم «مجوز مشروط عبور»نخستین و قدرتمندترین اقدام، طراحی یک سیستم هوشمند و علنی برای عبور نفتکشها از تنگه هرمز است که میتوان آن را «مجوز مشروط عبور» نامید. برخلاف تصور رایج مبنی بر «بستن کامل تنگه»، این طرح یک گزینه میانه و عملیاتی است.
در این مدل، ایران اعلام میکند که به منظور تضمین «امنیت پایدار انرژی جهانی» و بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها، یک سیستم ردهبندی برای کشتیهای عبوری ایجاد میکند. نفتکشهای غولپیکر برای عبور ایمن از این آبراهه، نیاز به «گواهی عبور» از سوی ایران دارند. صدور این گواهی، رایگان نیست اما هزینه آن نه دلار، که «تعهد به تسویه غیردلاری» است.
به زبان ساده، ایران اعلام میکند: «ما تنگه را نمیبندیم، اما عبور امن و روان از آن را به حجم معاملات نفتی کشور شما با ارزهایی غیر از دلار (مانند یوآن، روبل، روپیه یا یک سبد ارزی) مشروط میکنیم.»کشورهایی که درصد بیشتری از نفت خود را با ارزهای جایگزین بفروشند، از مسیرهای امنتر، زمان انتظار کمتر و حتی تخفیف در حق بیمه عبور بهرهمند میشوند. این راهکار، یک «چماق» اقتصادی هوشمند است که بدون شلیک یک گلوله، اساس نظام پترودلار را هدف میگیرد و بازی را از تهدید صرف، به یک معامله بزرگ و مشروع تبدیل میکند.
اقدام دوم: کریدور امن انرژی و تخفیفهای استراتژیک
در کنار «چماق» فوق، باید یک «هویج» جذاب نیز ارائه داد. ایران میتواند یک «کریدور امن انرژی» برای انتقال پایدار نفت و گاز از خلیج فارس به بازارهای تشنه آسیا (چین، هند، ژاپن و کره جنوبی) تعریف کند. تعرفه استفاده از این کریدور امن، برای محمولههایی که قراردادشان بر مبنای ارزهای غیردلاری منعقد شده، به صورت تصاعدی کاهش مییابد. این مشوق اقتصادی، کشورهایی مانند عراق، کویت و حتی عربستان را که به دنبال حفظ سهم خود در بازار رو به رشد آسیا هستند، به طور نامحسوس به سمت دلارزدایی سوق میدهد.
اقدام سوم: ایجاد اتاق پایاپای و سبد ارزی منطقهای
فشار آوردن و مشوق دادن، بدون ارائه یک «جایگزین عملی» کامل نیست. ایران و شرکای استراتژیکش در بریکس و سازمان همکاری شانگهای، باید یک «اتاق پایاپای انرژی» ایجاد کنند.در این سامانه، خریداران و فروشندگان نفت، مبادلات خود را با ارزهای ملی یکدیگر یا یک «سبد ارزی» جدید (شامل یوآن، روبل، روپیه و…) تسویه میکنند، بیآنکه دلاری رد و بدل شود. این کار، ضمن کاهش ریسک تحریم، وابستگی مطلق به شبکه سوئیفت را از بین برده و زیرساخت لازم برای راهکارهای اول و دوم را فراهم میکند.
اقدام چهارم: روایتسازی حقوقی-دیپلماتیک
برای موفقیت تمامی راهکارهای فوق، یک بازی روایی هوشمندانه ضروری است. ایران باید این طرح را نه به عنوان «اخلال در تجارت آزاد»، بلکه به عنوان «اِعمال حاکمیت مشروع و مسئولانه بر یک آبراه بینالمللی برای تضمین ثبات بازار انرژی و تنوعبخشی به نظام پولی جهانی» به دنیا معرفی کند.هدف، جلب بیطرفی یا حتی حمایت قدرتهای اقتصادی بزرگی است که خود قربانی سلطه دلار هستند. این روایتسازی، دیواری دفاعی در برابر فشارهای سیاسی و تبلیغاتی واشنگتن ایجاد میکند.
جمعبندی
این اقدامات لازم است به صورت همزمان و به موازات یکدیگر پیگیری شوند تا با گذشت زمان سازوکار نظارت ایران بر فرآیند تسویه نفت منطقه از طریق اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز شکل بگیرد و کامل شود.اگر «پترودلار» در سال ۱۹۷۴ در مذاکرات پشت درهای بسته میان واشنگتن و ریاض متولد شد، فروپاشی و پایان آن میتواند در آبراهای به نام تنگه هرمز و به دست ایران رقم بخورد. این بار، این واشنگتن و متحدانش نیستند که قواعد بازی را در اتاقهای دربسته تعیین میکنند، بلکه جغرافیا، ابتکار عمل و اراده یک ملت است که ورق را برمیگرداند. تنگه هرمز، نه فقط یک گلوگاه انرژی، که گلوگاه سلطه دلار است.با دنبالکردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.

ارسال دیدگاه